![]() |
![]() |
|
| در شگفتم كه سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معنی است كه پایان نماز آغاز دیدار است |
|
این وبلاگ به مدت یک سال
تعطیل شد
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:40  توسط arezoo
|
|
|
کبوتر دوتا کبوتر نشسته بودن روی دیوار و داشتن با هم حرف می زدن :واه واه خواهر جان امون از دست گربه ها مگه می زارن یه لحظه آرامش داشته باشی کافیه دو دقه حواستو ندی مث اجل معلق میرسن و هاپولیت می کنن :. در صد ثانیه |
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:34  توسط arezoo
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:31  توسط arezoo
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:27  توسط arezoo
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:24  توسط arezoo
|
|
|
اصلاً شما چه میكنيد؟! خدمت سربازی كه نمیرويد، نفقه كه بهمان نمیدهيد، خرجتان هم كه الی ماشاءالله!... چه؟! |
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:22  توسط arezoo
|
|
|
2) قبل از سرقرار رفتن تا می تونین سیر بخورین...واسه جلوگیری از سکته مغزی و ایضا جلوگیری از نزدیک شدن دوست دختر خیلی خوبه. 3) قبل از سرقرار رفتن یه آهنگDJتو پخش ماشین بذارین و صداشو تا آخر بالا ببرین و پخشو خاموش کنید و از دوست دخترتون بخواید که پخشو روشن کنه و بشینید و به ترسیدنش(و احتمالا سکته قلبی در صورتی که باند خربزه ای ها اصل و با ضمانت نامه فارسی!!!باشه)بخندید. 4) اگه تابستونه شیشه های ماشینو قفل کنید که پایین نیاد و یه پرس کوبیده بگیری با همه مخلفات و بذارید تو ماشین و ماشینو سه روز تا یک هفته(بسته به موقعیت مکانی محل زندگیتون)زیر آفتاب مستقیم قرار بدین و بعد با ماشین برین سراغش و مرگ تدریجیشو ببینین و لذت ببرین. 5) اگه زمستونه کولر ماشینو روشن کنین و برین سراغش و اگه به روشن بودن کولر اعتراض کرد بگین کلاس داره و بازم ایضا بشینین و مرگ تدریجیشو ببینین و لذت ببرین... |
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:19  توسط arezoo
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:17  توسط arezoo
|
|
|
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:15  توسط arezoo
|
|
|
ویژگی های کلی: این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!! خصوصیات دانشجویان دختر: ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله) ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام! ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!) ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!! ترم 7 – به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند! ترم 8– دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند ولی فارغ نمیشوند.در به در دنبال شوهر میگردند. نکته مهم : بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند |
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:12  توسط arezoo
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
![]() سلام به همه ی دوستانی که از وبلاگم دیدن می کنند .من ارزو متولد 14/5/68 هستم اين وب برام جنبه سرگرمي داره اميد وارم خوشتون بيادمنتظر نظراتتون هستم. |