تبليغاتX
دنیای سایه ها
در شگفتم كه سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معنی است كه پایان نماز آغاز دیدار است

این وبلاگ به مدت یک سال تعطیل شد

 

 

 

 


سلام به همه ی دوستانی که تا الان با من و وبلاگم همراه بودن راستش خداحافظی کردن اصلا برام راحت نیست ولی خوب یه روزی اومدم یه روزیم باید میرفتم من این مدت هرچی نوشتم
همش به نوعی شوخی بود راستش میخواستم ازش لذت ببرید که البته بعضیا لذت بردن و بعضیام شاید از نوشته هام خوششون نیومدو حرفای رکییک زدن یکی از دوستانم که بهم گفته خجالت بکشم باید گفت که اینها که من به شکل طنز میگم همش مشکلای جامعه ی ماست
خوب به هر حال از همه ی اینا که بگذرم میرسم به خودم که امسال باید برای کنکور بخونمو نمیتونم بیامو اپ کنم راستش یه توصیه یا بهتر بگم یه خواهش به دوستانی که امسال کنکوره تجربی دارن
اگه یه لطفی کننو یه ذره کمتر درس بخونن تا منم ارزوی دانشگاهو به جای دیگه نبرم راستی وقت کردید نوشته های پیشینو بخونیدخیلی ممنون میشم راستی بچه ها دعا کنین قبول بشم سال دیگه میام یه اپ توپ میکنم
امیدوارم تا ساله دیگه منو فراموش نکنید با نظراتون همیشه پشتیبانم باشید و نزارید وبلاگم تا اون موقع ای که میام بسته بشه خلاصه یه موقع دیدید که این نفسمون تا ساله دیگه نکشید هر بدی یا خوبی دیدید مارو حلال کنید
ایشالا همتون امسال کنکور قبول شید منم قبول شم با ارزوی سلامتی برای همتون امید وارم از اپه این سری خوشتون بیاد تا سال 86 خداحافظظظظظظظظظظظظظظظ همین حالاااا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:40  توسط arezoo  | 

 

کبوتر

دوتا کبوتر نشسته بودن روی دیوار و داشتن با هم حرف می زدن :واه واه خواهر جان امون از دست گربه ها مگه می زارن یه لحظه آرامش داشته باشی کافیه دو دقه حواستو ندی مث اجل معلق میرسن و هاپولیت می کنن :.
دومی گفت : بغ بغ بغو این حرفا مال قدیماس حالا از دست این بچه های تخس کی آرامش داره چنون نشونه می رن که سنگ تیر و کمون صاف می خوره تو سرت و فاتحه . حالا اگه ناشی باشه که بدتر بالت زخمی میشه و یه عمر باید زندو نی شون شی . یه دفه کبوتر اولی داد زد وا خواهر حواستو بده گربه و اون یکی گفت سنگ.....
صدای بال بال زدن اومد و خون از روی دیوار سرازیر شد . سنگ خورده بود به گربه و کفترا پریده بودن

در صد ثانیه
هر وقت از پل هوایی رد می شد با خودش فکر می کرد ده ثانیه از عمرش رو تلف کرده . روز دهم از زیر پل رد شد . از لحظه تصادف تا تموم کردنش فقط صد ثانیه طول کشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:34  توسط arezoo  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:31  توسط arezoo  | 


دو همکار در موسسه با هم گپ میزدند که یکی از انها گفتراستی دختری که چند هفته قبل ازش خواستگاری کرده بودی عقد کردی یا نه ؟
همکار دومی اهی کشید و گفت نه چون پدرش به من گفت
تو وضعیتت خوب نیست و پول نداری اولی واسه چی بهش نگفتی یه عموی پیرو بدون اولاد داری که پس از مرگش همهی ثروت اون به تو میرسه؟
دومی اتفاقا گفتم و روی همین اصل دخترش را به من نداد و الان هم زن عموی منه!!!ا!ا


مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟ خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟ ...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟ ..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟ مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟ ...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟ ...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟ ...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟ ! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:27  توسط arezoo  | 


وقتی یه پسر به دنیا می یاد میگن هفت تا بشه!وقتی یه دختر به دنیا بیاد میگن اسمش رو بذارین دختر بس!وقتی
پسر میخواد به مدرسه بره براش گاوی گوسفندی چیزی قربانی میکنند اما دختر حق درس خوندننداره برای دانشگاه پسر جشن میگیرن اما در همون موقع دختر باید بچهداری کنه
پسر هر وقت دوست داشت میتونه از فرد مورد علاقهاش خوستگاری کنه اما دختر باید جادوگر و رمال دعا کنند تا یه شوهر کورو کچل گیرش بیاد پسر میتونه دوست از جنس مخالف داشته باشه
ولی دختر اصلا نباید احساس داشته باشه پسر هر وقت که جیبش خالیه میتونه بره کار کنه حتی حمالی
اما دختر برای دوزار پول باید منت پدر و برادرش رو بکشه اگه دل پسرا بگیره میتونن نصفه شب تو خیابون قدم بزنن حتی اگه جایی رو نداشتن توی خیابون بخوابن امااااااا دختر اگه دلش گرفت باید زیر پتو گریه کنه
 .........پسر تو هر سنی میتونه زن بگیره اما دختر که شد بیست باید به حالش گریست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:24  توسط arezoo  | 


دست از سر كچل ما برداريد. آخر ما چه هيزمی به شما فروختيم (تر و خشكش پيشكش) كه با ما اينجوری می‌كنيد؟! چرا چشم ديدن ما را نداريد؟! فكر كرده‌ايد چه مثلاً؟! آقايان نباشند دنيا بهشت می‌شود؟!

اصلاً شما چه می‌كنيد؟! خدمت سربازی كه نمی‌رويد، نفقه كه به‌مان نمی‌دهيد، خرجتان هم كه الی ماشاءالله!... چه؟!
قلاب‌بافي؟!! گل‌چيني؟!! نمی‌خواهيم، نمی‌خواهيم، آن روميزی‌های كج و كوله! جك و جانورهايی كه می‌سازيد را هم می‌رويم از مغازه سر كوچه می‌خريم.
چرا قدر آقايان را نمی‌دانيد؟! كم برا‌ی‌تان ظرف شستند؟ سوسك گرفتند؟ قدتان نمی‌رسيد از آن بالا كاسه و بشقاب آوردند پايين؟
اگر اينها نباشند چه كسی به‌تان لينك می‌دهد؟ اصلاً چه كسی وبلاگ‌تان را می‌خواند؟! نديديد می‌آيند الكی الكی قربان صدقه‌تان می‌روند و از نوشته‌هايتان تعريف می‌كنند؟! توي چت هم كه ديگه هيچي...
شما فكر كرده‌ايد اگر مردها نباشند، دنيا اداره مي‌شود؟! نه خانم جان! نه! اين تعداد جنگ و خون‌ريزی كه در صحنه جهاني مشاهده می‌كنيد، و اصلاً اينكه زمين در مدار معينی گردش مي‌كند مرهون حضور آقايان در عرصه قدرت است.
اگر قدرت دست شما بود كه اصلاً آدم زنده در دنيا باقي نمی‌گذاشتيد! ظرف چند روز جنگ هسته‌ای و متلاشی كردن كره خاكی و خروج آن از مدار. ما كه ديده‌ايم... وقتی دعوايتان می‌شود نزديك است كله يكديگر را بكنيد!! باز طفلك آقايان چك و چانه هم را پايين می‌آورند.
نمی‌دانيم كدام مادر مرده‌اي اين كلمه حقوق زنان را انداخت توي دهانتان؟! مگر ما چقدر حقوق می‌گيريم؟! تازه اگر بنده‌خدايی پيدا شود و خدای‌نكرده دوتا خانم را به گورآباد برساند، بايد به اندازه يك مرد ديه بدهد!!
اِهِه... اين ديگر چه بساطی است؟!! اعصابمان را خراب كرديد! بس است ديگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:22  توسط arezoo  | 


1) قبل از سرقرار رفتن صندلی جلوی ماشین رو کاملا خیس کنین که دوست دختر عزیزتون مجبور بشه بره صندلی عقب بشینه.

2) قبل از سرقرار رفتن تا می تونین سیر بخورین...واسه جلوگیری از سکته مغزی و ایضا جلوگیری از نزدیک شدن دوست دختر خیلی خوبه.

3) قبل از سرقرار رفتن یه آهنگDJتو پخش ماشین بذارین و صداشو تا آخر بالا ببرین و پخشو خاموش کنید و از دوست دخترتون بخواید که پخشو روشن کنه و بشینید و به ترسیدنش(و احتمالا سکته قلبی در صورتی که باند خربزه ای ها اصل و با ضمانت نامه فارسی!!!باشه)بخندید.

4) اگه تابستونه شیشه های ماشینو قفل کنید که پایین نیاد و یه پرس کوبیده بگیری با همه مخلفات و بذارید تو ماشین و ماشینو سه روز تا یک هفته(بسته به موقعیت مکانی محل زندگیتون)زیر آفتاب مستقیم قرار بدین و بعد با ماشین برین سراغش و مرگ تدریجیشو ببینین و لذت ببرین.

5) اگه زمستونه کولر ماشینو روشن کنین و برین سراغش و اگه به روشن بودن کولر اعتراض کرد بگین کلاس داره و بازم ایضا بشینین و مرگ تدریجیشو ببینین و لذت ببرین...
 
(همین کارا رو می کنین بعد میگین چرا دختره منو ول کرد!؟!؟!؟!؟!؟!  )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:19  توسط arezoo  | 


يه روز يه مرده ميره پيش خدا ميگه خدايا چرا دخترا رو خشگل آفريدي خدا ميگه : براي اينكه شما دوسشون داشته باشيد
دوباره ميگه خدايا پس چرا احمق آفريديشون
خداميگه : براي اينكه اونها هم شما رو دوست داشته باشند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:17  توسط arezoo  | 


انسانها همگي خواهان عشق، آزادي، امنيت و... مى باشند، ولي در برخي افراد پاره اي از اين ارزشها اهميت بيشتر و جايگاه بالاتري دارد. در ذيل به پاره اي از ارزشها، صفات و عكس العملهاي متفاوت "دخترها" و "پسرها" اشاره مى كنم. اين كاراكترها، بسته به محيط فرهنگي، سطح بينش، تحصيلات و... افراد ارزشگزاريهاي متغيّري دارند...
الف)دخترها وارد شدن به دايره "امنيّت" را ترجيح مى دهند، ولي پسرها پاره خط "استقلال" را بيشتر دوست دارند... دخترها به "احساسات" خود بيشتر بها مى دهند، ولي پسرها "احتياجات" خود را مد نظر قرار مى دهند... "اميد" در دخترها و "آرزو" در دل پسرها موج مى زند....، دخترها به هنگام درگيري عاطفي "افسرده" مى شوند، ولي پسرها معمولاً به "انزوا" كشيده مى شوند... دخترها تحت تا'ثير اعمال ديگران با احتياط تر عمل مى كنند و بيشتر نگاه به "آيينه" و پسرها بيشتر به "آينده" نگاه دارند....
ب)دخترها خواهان "برابري" و پسرها خواهان "برتري" مى باشند... در صحنه زندگي معمولاً دخترها "بيننده" و پسرها "بازيگرند" و اكثر دخترها به "بود يا نبود" مى انديشند ولي پسرها به "بايد و نبايد".....
پ)دخترها به "پيوند" و پسرها به "پيمان" ايمان دارند... "پايبندي" در دخترها بيشتر به چشم مى خورد و "پايداري" در پسرها... دخترها معمولاً "پيرو" هستند و پسرها "پيشرو"... امّا پرگويي بين دخترها و "پرخاشگري" بين پسرها رواج دارد....
ت)دخترهامعمولاً به آساني "تحمّل" مى كنند و پسرها به سادگي "تحميل"... دخترها بيشتر در معرض "تهديد" و "تحقير"واقع مى شوند و پسرها در معرض "تحريم" و "توبيخ"... دخترها در مقوله "تقليد" و پسرها در مقوله "تقلّب" توانائي دارند... دخترها در "توضيح" دادن و پسرها در "توجيه" كردن مهارت قابل توجّهي دارند... دخترها "تجليل گرهاي" خوبي و پسرها "تحليل گرهاي" خوبي از آب در مى آيند... دخترها مسائل را باهم "تركيب" مى كنند، ولي پسرها همواره سعي در" تجزيه" مسائل دارند... دخترها به آساني خود را با محيط "تطبيق" مى دهند، ولي پسرها دوست دارند محيط را "تغيير" دهند... دخترها به "تفاهم" و پسرها به "توافق" راغب ترند... "ثبات داشتن" را دخترها ترجيح مى دهند و "ثابت كردن" را پسرها.....
ث)دخترها معمولاً دوست دارند "جذّاب و جديد" باشند و پسرها دوست دارند "جالب"... دخترها معمولاً اهل "جواب دادن" و پسرها اهل "جولان دادن" مى باشند... دخترها به "جابجائي" اكتفا مى كنند و پسرها به "جاري شدن"....
ج)دخترها نگهباني از "حرمتها" را ترجيح مى دهند و پسرها نگهباني از "حريم ها" را....
چ)دخترها ميل به "حمايت كردن" دارند، پسرها ميل به "حماسه آفريني"... دخترها معمولاً دنبال "حقوق" از دست رفته خود هستند ولي پسرها دنبال ثابت كردن "حقّانيت" خود..... ودر اخر هم دخترها هم پسرها دوست دارن تو وبم نظر بدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:15  توسط arezoo  | 


دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8


 

ویژگی های کلی: این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

خصوصیات دانشجویان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!

ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)
شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟

ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)

ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

ترم 7 – به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

ترم 8– دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند ولی فارغ نمیشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.

نکته مهم :
ترم ۹- چون کلاس تو ۹ ترمه شدنه تازه دو سه ترم هم مشروط شدن .پس این ترم هم درس می خونند و فارغ میشن...

بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:12  توسط arezoo  |