تبليغاتX
دنیای سایه ها
در شگفتم كه سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است. شاید این بدین معنی است كه پایان نماز آغاز دیدار است

 

عشق
التماس نگاه تونیست
عاشق که باشی
پرواز فقط بهانه است
نگاهت که عاشقانه باشد
بی هیچ بال و پرزدنی
اسمان در دستت گم می شود
عاشق تر که می شوی نمی ما نی
گم می شوی
دلت می خواهد قدم بزنی
کنار یاد کسی که باد هم راه خانه اش را نمی داند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:40  توسط arezoo  | 


رام کردن قلب بشر چقدر آسان است؛

به چيزهاي مختصر خشنود مي شود

با اين حال

صداي شکستن دل فضاي دنيا را پر کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:38  توسط arezoo  | 


ناله را هر چند می خواهم که پنهانش کنم        سینه می گوید که من تنگ امدم فریاد کن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:33  توسط arezoo  | 


ا بي کسي غريبه اي تو عالم خيال من ************** مي خوام بگم به عاشقا که ميرسن يه روز به همي

شکسته ام طلسم اون جادو گر زندگييم************** پر مي دم اون کبو تر سفيد وخاکسترييم

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:25  توسط arezoo  | 

 
وه چه خوب آمدي صفا کردي
چه عجب شد که ياد ما کردي؟
اي بسا آرزوت ميکردم
خوب شد آمدي صفا کردي؟
آفتاب از کدام سمت دميد
که توامروز ياد ما کردي؟
از چه دستي سحر بلند شدي
که تفقد به بينوا کردي؟
شب مگر خواب تازه اي ديدي
که سحر ياد آشنا کردي؟
بيوفايي مگر چه عيبي داشت
که پشيمان شدي وفا کردي؟
هيچ داني که اندر اين مدت
از فراقت بما چها کردي؟
با تو هيچ آشتي نخواهم کرد
از همان ره که آمدي برگرد
  

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:21  توسط arezoo  | 

 

   

  من چه مي دانستم

دل هر کس دل نيست

قلبها از آهن و سنگ

دلها بي خبر از عاطفه اند

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:4  توسط arezoo  |